غلامحسين محرمى
189
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
سوم ، كوفه از رونق افتاد و بغداد رفتهرفته جاى آن را گرفت و با آمدن آل بويه به آنجا و با وجود بزرگانى چون شيخ مفيد ، سيد مرتضى ، سيد رضى و شيخ طوسى حوزه علمى بغداد شكوفا شد . آدام متز دربارهء نفوذ شيعه در بغداد ، در قرن چهارم هجرى مىنويسد : « اما در بغداد كه به همه معانى پايتخت اسلام بود و امواج تمام جريانهاى فكرى ، در آنجا تلاطم داشت ، همهء مذاهب طرفدارانى داشتند كه دو گروه از همه قوىتر و متعصبتر بودند : حنبليان و شيعيان . طرفداران تشيّع بهگونه ويژهاى در اطراف بازار كرخ متمركز بودند و تنها در پايان قرن چهارم ، اين سوى پل بزرگ در باب الطاق نيز سكنا گزيدند . در محلات غرب دجله ، بهويژه باب البصره هاشميان [ سادات عباسى ] يك دارودسته نيرومند تشكيل مىدادند ، با دشمنى شديدى برضد شيعه . ياقوت مىنويسد : « ساكنان محله باب البصره - بين كرخ و قبله - همگى سنى حنبلىاند و دست چپ و جنوب محله كرخ نيز سنىاند . اما مردم كرخ به تمامى شيعه امامىاند و بين ايشان سنى يافت نمىشود » . . . . به نوشته مورخان ، نخستين بار شيعيان بغداد به سال 313 ه ق . در مسجد براثا اجتماع كردند ، خبر به خليفه رسيد كه گروهى براى نفرين خلفا در آنجا گرد مىآيند . دستور داد روز جمعه هنگام نماز آنجا را محاصره كردند و سى تن نمازگزار را دستگير و تفتيش كردند . نزد ايشان مهرهايى از گل سفيد منقوش به نام امام يافتند . . . در سال 321 ه ق ، على بن يلبق سردار ترك فرمان داد معاويه و يزيد را بر منبرها نفرين كنند . عامه هياهو كردند و سرنخ شورشها در دست بربهارى ، پيشواى حنابله و ياران او بود . به سبب فتنهانگيزىها و رفتارىهاى حنابله با مردم ، در سال 323 ه ق . در تمام بغداد جار زده شد كه دو تن حنبلى باهم ديده نشوند و راضى خليفه دستخطى صادر كرد كه در آن خطاهاى حنبليان و مجازاتى كه خواهند ديد گوشزد شده بود » . « 1 »
--> ( 1 ) . آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو ، مؤسسة انتشارات امير كبير ، تهران ، چ دوم ، 1364 ه . ش ، ص 85 و 86 .